0
0

ریسك و بازده چیست؟

1108 بازدید
Rate this post

ریسك و بازده

مقدمه

شناخت مفهوم ریسك و بازده، و نوع رابطه و اثرگـذاری آن دو بـر یكـدیگر، از ضـروریات اولیه در مبحث سرمایه گذاری است. سرمایه گذاران همواره به دنبال بیشترین بازده ممكـن می باشند. اما در این راستا آنها باید به ریسك مربوط به سرمایه گذاری نیز توجه كننـد و در صورتی تحمل ریسك را پذیرا شوند كه از بابت آن، ما به ازاء مناسبی عایدشان شود.

به عبارتی در هر تصمیم گیری جهت سـرمایه گـذاری، دو فـاكتور از اهمیـت بـه سـزایی برخوردار بوده و مبنای امر سرمایه گذاری می باشند. این دو فاكتور ریسك و بازده هستند.  هر سرمایه گذاری كه افزایش ارزش سرمایه گذاریهای خود را تعقیب مـینمایـد مجبـور است كه ریسك و عوامل تشكیل دهنده آن و بازده سرمایه گـذاری را شناسـایی و محاسـبه نماید.

عموماً اعتقاد بر این است كه قیمت دارایی هـا بـه صـورت حسـاس نسـبت بـه اخبـار و رویدادهای اقتصادی عكس العمل نشان میدهد كه بعضی از این رویدادها تأثیرات شـدیدی بر روی قیمت دارایی ها دارد، برخـی از ایـن عوامـل اثرگـذار عبارتنـد از: عوامـل اقتصـادی (متغیرهای كلان و… )، عوامل سیاسی، عوامل تكنولوژیكی و عوامل اجتماعی، همچنین رقبا، اعتبار دهندگان، مشتریان، بازار نیروی كار و عرضه كنندگان (تامین كنندگان).

در این مقاله شما را با مبحـث اساسـی ریسـك و بـازده بیشـتر آشـنا نموده و تئوری های مطرح در این زمینه در ادبیات مالی را توضیح میدهیم.

تعریف ریسك

«ریسك عبارت است از هرچیزی كه حال یا آینده دارایی یا توان كسب درآمـد شخص، شـركت، موسسه یا سازمانی را تهدید میكند.»

هر نوع سرمایه گذای با عدم اطمینان هایی مواجه می گردد كه بازده سرمایه گذاری را در آینده مخاطره آمیز می سازد. ریسك یك دارایی سرمایه ای بـدین خـاطر اسـت كـه ایـن احتمال وجود دارد كه بازده حاصل از دارائی كمتر از بازده مورد انتظار باشد. بنابراین ریسك عبارت است از احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش بینی شده و یا مـی تـوان گفـت ریسك یك دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.

انواع ریسك

در حالت كلی دو نوع ریسك وجود دارد:

 1 – ریسك سیستماتیك (Systematic risk)

 2 – ریسك غیر سیستماتیك (Unsystematic risk)

ریسك غیر سیستماتیك، كه به آن ریسك قابل كنترل و یـا ریسـك اجتنـاب پـذیر هـم گفته میشود، فقط منحصر به یك دارایی می باشد برای اینكه آن ریسك در ارتباط با بخشی از بازده یك دارایی مطرح است. این میزان از ریسك مخـتص یـك شـركت یـا یـك صـنعت  میباشد و ناشی از عوامل و پدیده هائی مانند اعتصابات كارگری، عملكـرد مـدیریت، رقابـت تبلیغاتی، تغییر در سلیقه مصرف كنندگان و غیره می باشد.

ریسك سیستماتیك، كـه آن را ریسك غیرقابل كنترل و یا ریسـك اجتنـاب ناپـذیر نیـز مـیخواننـد، آن قسـمت از ریسـك میباشد كه به شرایط عمومی بازار مربوط است. تغییر نرخ بهـره، نـرخ برابـری پـول ملـی در مقابل ارزهای خارجی، نرخ تورم، سیاست های پولی و مالی، شرایط سیاسی و غیره از منـابع ریسك سیستماتیك می باشند. هر تغییر در عوامل فوق الذكر بر روی شرایط كلی بازار تـأثیر می گذارد.

منابع ریسك

تغییرات متغیرهای كلان اقتصادی از منابع اصلی ریسك سیستماتیك مـی باشـد كـه در این قسمت به برخی از آنها اشاره می شود:

 – ریسك نرخ بهره  (Interest rate risk)

ریسك نرخ بهره به عنوان تغییر پذیری بالقوه در بازده كه ناشی از تغییـرات نـرخ بهـره بازار است تعریف میشود. ارزش هر سرمایه گذاری به میزان سود و عایـدات آن و همچنـین نرخی كه برای محاسبه ارزش فعلی آن بكار می بـریم بسـتگی دارد. یكـی از عوامـل تعیـین كننده نرخ تنزیل، نرخ بهره است كه اگر هزینه بهره افزایش یابد به تبـع آن نـرخ تنزیـل نیـز افزایش می یابد و در نتیجه ارزش فعلی سرمایه گذاری كاهش می یابد.

 – ریسك تورم  (Inflation risk)

ریسك تورم به عدم اطمینـان نسـبت بـه سـطح نـرخ تـورم در سـالهای آینـده اطـلاق میگردد. به عبارت دیگر ریسك تورم به انحراف نرخ تورم واقعی از تورم مورد انتظار بسـتگی دارد. سرمایه گذاران قبل از اقدام بـه سـرمایه گـذاری، نـرخ تـورم در آینـده را پـیش بینـی میكنند و آن را به نرخ بازده مورد توقع خود اضافه مـی كننـد، در نتیجـه در موقـع ارزیـابی عایدات آتی سرمایه گذاری، آنرا با یك نرخ تنزیـل بـه ارزش فعلـی سـرمایه گـذاری تبـدیل می كنند.

افزایش در نرخ تنزیل باعث كاهش ارزش فعلی می گردد. اگر نرخ تورم واقعـی بیشـتر از نرخ تورم مورد انتظار باشد نرخ بازده واقعی كه سرمایه گذاران بدست می آورند از نـرخ بـازده مورد انتظار آنها كمتر خواهد بود. همانطور كه گفته شد، ریسك تورم به قابـل تغییـر بـودن یك سرمایه گذاری اشاره دارد.

اقتصاددانان نرخ تـورم را از طریـق شـاخص قیمـت محاسـبه میكنند و شاخص قیمت كالای مصرفی، بهترین وسیله برای تعیین نرخ تـورم اسـت. وقتـی می خواهیم نرخ بازده مورد توقع را محاسبه كنیم، باید تأثیر تـورم را نیـز در آن بـه حسـاب آورد در این صورت تأثیر نرخ تورم بر بازده مورد انتظار یك دارایی سرمایه ای، ماننـد تغییـر نرخ بهره كه در قسمت قبل اشاره شد، خواهد بود.

 – ریسك كشور  (Country risk)

ریسك كشور یا ریسك سیاسی به ثبات یك كشور از ابعاد اقتصـادی و سیاسـی مربـوط میشود. این نوع ریسك در كشورهایی كه از ثبات سیاسـی و اقتصـادی بـالایی برخوردارنـد، پائین است.

 – ریسك بازار (Market risk)

تعجب آور نیست وقتی كه مشاهده می شود، قیمت سهام یـك شـركت علیـرغم افـزایش درآمد آن نسبت به دوره قبل، كاهش یابد. قیمت یك سهم ممكن است در یك زمـان كوتـاه بطور شدیدی با وجود درآمد ثابت نوسان داشته باشد.

عوامل این پدیده متفاوت می باشد. اما اغلب بخاطر نگرش هایی كه سرمایه گذاران نسبت به كل اوراق بهادار یا قسمتی از آنها پیدا میكنند می باشد. تغییر پذیری در بازده اوراق كه ناشی از انتظارات سـرمایه گـذاران اسـت، ریسك بازار نام دارد. ریسك بازار بعلت عكس العمل های گوناگون سرمایه گذاران به حوادث قابل رویت و غیر قابل رویت می باشد. اگر سرمایه گذاران انتظار داشته باشند كـه در آینـده وضعیت یك صنعت بهبود خواهد یافت، این احساس و انتظار بر حسب افزایش قیمت سـهام شركت های موجود از آن صنعت می باشد. سرمایه گذاران معمولاً نگرشهای خود را از طریق انتظاراتی كه از حوادث سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی دارند، بدست می آورند.

– ریسك تجاری

این نوع ریسك عمدتاً به واسطه نوع فعالیت و كسب و كاری كه یك شركت بدان اشتغال دارد ایجاد میشود. مثلاً شركتی كه در صنعت خودروسازی فعالیت دارد بخاطر مسائل درون آن صنعت با ریسك هایی ممكن است مواجه باشد، مانند آزاد شدن واردات خودرو به كشـور و یا افزایش قیمت سوخت خودرها.

– ریسك نرخ ارز

این نوع ریسك بیشتر به دلیل تغییر نرخهای برابری ارزهای مختلف رخ می دهد و اغلـب كسانی با این ریسك روبرو هستند كه به مبادلات بین المللی دست زده اند. مثلاً شرکتی كه از یك كشور اروپائی مواد اولیه محصولاتش را به صورت نسـیه وارد كـرده اسـت در صـورتیكه پیش از سررسید بدهی اش یورو در برابر ریال گرانتر شود دچـار زیـان مـی گـردد. احتمـال گران شدن یورو در واقع نوعی ریسك برای این شرکت یا فرد ایجاد می كند.

– ریسك نقدینگی

این نوع ریسك معمولاً در خصوص امكان فروش دوباره اوراق بهادار مطرح میشود. اینكه دارنده اوراق بهادار در یك بازار ثانویه نتواند به راحتی اوراقش را بفروشد باعث نوعی ریسـك برای وی می گردد. هر چقدر نقدشوندگی در بازار بورس بالاتر باشد میزان این ریسك كاهش می یابد.

– ریسك مالی

گرفتن وام توسط شركت و ایجاد بدهی، موجب پیدایش تعهدات مالی برای آن می شود.  این تعهدات باعث ایجاد ریسك مالی برای شـركت مـی گـردد. هـر چقـدر حجـم بـدهیها و  هزینه های بهره ناشی از آن بیشتر باشد میزان ریسك مالی نیز افزایش می یابـد. معمـولاً از اهرم مالی برای تعیین میزان ریسك مالی استفاده می شود.

بازده سرمایه گذاری

به منفعـت و سـودی كـه از یـك سـرمایه گـذاری حاصـل مـیشـود بـازده گوینـد. سرمایه گذاری عبارتست از تخصیص منابع به دارائیهای واقعی نظیر زمین، خانه و دارائیهای مالی نظیر اوراق بهادار كه میزان بازده آن متناسب با ریسك مورد انتظار باشد.

بازده كل

بازده کل عبارت است از نسبت كل عایدی (ضـرر) حاصـل از سـرمایه گـذاری در یـك دوره معین به میزان سرمایه ای كه برای كسب این عایدی در اول همان دوره بكـار گرفتـه شـده است. عایدی یك سرمایه گذاری از دو طریق كسب می گردد:

1 -تغییر در ارزش و قیمت اصل سرمایه به كار رفته، مانند قیمت سهام خریداری شده.

2 – سودهایی كه در نتیجه سرمایه گذاری به اصل سرمایه تعلق مـی گیـرد ماننـد سـود نقدی سهام.

دیدگاه های مختلف پیرامون بازدهی سهام

نظریه پردازان مالی بر این عقیده اند كه قیمت دارائیها در قبال رخـدادهای اقتصـادی، عكس العمل نشان می دهد و تجربیات نیز از این دیدگاه حمایت می كند اما یك تئوری قـانع كننده ای كه بر پایه آن بتوان روابط بین بازارهای مـالی و اقتصـاد كـلان را كـاملاً در یـك جهت مشخص خواند، وجود ندارد. با وجود این، قیمت سهام معمولاً در مقابل عوامل خارجی واكنش نشان می دهند.

در ادامه، برخی از نظریه های موجود در مـورد بـازدهی سهام، ارائه می شود.

– نظریه انتظارات (Expectation theory)

قیمت سهام معمولاً تجلی انتظارات سهامداران و سرمایه گذاران در بازارهای اوراق بهادار است، بطوریكه هر تصمیم و واقعه ای در مورد شركت ها روی دهد كه بـا انتظـارات سـرمایه گذاران مغایر باشد، روی قیمت سهام نیز تأثیر می گذارد. بعبارت دیگر اگر این خلاف انتظـار، جنبه مثبت داشته باشد بر قیمت ها اثر مثبت می گذارد و اگر خـلاف انتظـار، جنبـه منفـی داشته باشد تاثیر آن بر قیمتها منفی خواهد بود.

برای مثال در صورتی كـه سـرمایه گـذاران  انتظار رشد 5 درصد در سود یك سهم را داشته باشند ولی اطلاعاتی دریافت گردد كـه ایـن رشد بیش از پنج درصد خواهد شد، همین مساله موجب افزایش قیمت آن سهام می گـردد. به همین دلیل یك مدل شناخته شده ارزشیابی قیمت سهام بر تنزیل سودهای آینده استوار است و همچنین تئوری انتظارات عقلایی بر این نظر استوار اسـت كـه مـردم رفتـار عقلایـی دارند و بهترین عمل ممكن را انجام می دهند. به موجب این نظریه، تصور مردم از آینـده بـا توجه به همه اطلاعـات در دسـترس و همچنـین اسـتنباط آنهـا از كـاركرد اقتصـاد، شـكل  میگیرد.

برای مثال اگر معتقد به نظریه پولگرایان باشید و بخواهید نرخ تـورم را در سـال آینـده پیش بینی كنید، رشد عرضه پول را در سال قبل مورد توجه قـرار مـی دهیـد و آنهـایی كـه قیمت را تابع هزینه ها میدانند اطلاعات مربوط به دستمزدها، مواد اولیه و مسائلی از این قبیل را مورد توجه قرار داده و انتظارات خود را از نرخ تورم در سال آینده شكل می دهند.

برخی از منتقدین این نظریه، به عدم امكـان جمـع آوری و تحلیـل اطلاعـات مختلـف از سوی تك تك افراد از میان انبوه اطلاعات اشاره می كنند. در پاسخ گفتـه مـیشـود كـه اولاً پیش بینی اقتصادی و تكنیك و روشهای آن امروزه به صورت یك امر جهانی درآمده و حتی روزنامه ها و تحلیلگران مختلف نیز به تحلیل اوراق بهادار و سایر دارائیها می پردازند.

ثانیـاً بـا وجود اینكه هر یك از پیش بینی كنندگان، دارای طرز تلقی و نحوه فكری مشـخص هسـتند، ولی زمانی كه همه انتظارات افراد با همدیگر جمع شده ودر مورد یك نوع دارایـی مـالی بـه قضاوت بنشیند، اشتباهات آنها همدیگر را خنثی می نماید و یك تصور كلی از آینده به وجود می آید كه برآیند كلیه اطلاعات موجود است و این همان انتظارات عقلایی است.

از طرف دیگر، نظریه انتظارات عقلایـی بـر ایـن بـاور نیسـت كـه افـراد مرتكـب اشـتباه نمی شوند، بلكه براین اعتقاد است كه وقتی اطلاعات لازم برای تصحیح اشتباهات فراهم باشد مردم همان اشتباه را سال به سال تكرار نخواهند كرد. بر اساس این نظریه قیمت های سهام تجلی اطلاعات حال و انتظارات مربوط به آینده است و عامل مهمی كه موجب تغییر قیمتهـا می شود، اطلاعات جدید است.

بطور كلی اطلاعاتی كه بازار سهام را به حركت درمی آورد و تكان میدهد اطلاعات كـاملاً جدید است نه از آن دسته اطلاعاتی كه مردم انتظار آن را دارند.

از نظر این تئوری در صورتی كه افراد و یا مؤسساتی به چنـین اطلاعـات داخلـی و مهـم دسترسی داشته باشند می توانند به سهولت برای سود دهی از آن بهره مند شوند. همچنین این نظریه نوسانات بازار سهام را به واكنش افراد نسبت میدهد و مهمترین موضـوعی را كـه برای صاحبان سهام مطرح میداند سود دهی سهام است، آن هم سود دهی در آینده.

اگر این انتظارات منفی باشد قیمت سهام شروع به كـاهش كـرده و اگـر انتظـارات افـراد نسبت به سوددهی مثبت باشد قیمت سهام رو به ترقی خواهد گذاشت. طرز برخورد و تلقـی افراد و یا اطلاعات جدیدی كه به بازار می رسد نوسانات قیمت ها را تشكیل داده و نوسـانات قیمت سهام نیز نوسانات شاخص بازار را تشكیل میدهد. بدین ترتیب كه مـثلاً اگـر سـرمایه گذاران تغییر در سود سهام را زودگذر بدانند یـك نـوع عكـس العمـل نسـبت بـه آن نشـان خواهند داد و اگر تغییر را دائمی بدانند برخورد دیگری خواهند كرد. بعبارت دیگر، در حالت اول یك نوسان ایجاد میشود و در حالت دوم قیمتها در سطح جدیدی قرار خواهند گرفت.

– نظریه سنتی قیمت سهام

براساس این تئوری، عامل اصـلی نوسـانات، مربـوط بـه تغییـر عایـدی (درآمـد) شـركت  می باشد. این تئوری در واقع بر این عقیده است كه قیمت یـك سـهم تـابعی از ارزش فعلـی سود تقسیمی آتی می باشد.

در هر وضعیتی كه یك تغییر در درآمد (عایدی) یك شركت بخصوص، یـك صـنعت، یـا كل اقتصاد كشور نشان داده میشود، معمولاً قیمـت سـهام زودتـر از درآمـد واقعـی و سـود تقسیمی واقعی تغییر میكند. این تئوری، سود تقسیمی را به عنوان یك عامل مهم در قیمـت می شناسد اما آنرا عامل دومی می داند. بر طبق تئوری فوق، سود تقسیمی بایـد از عایـدی هـر سهم (EPS) تبعیت كند و از آنجائیكه در محاسبه شاخص قیمـت سـهام در بـورس اوراق بهادار تهران ارزش جاری سهام منتشـره را بـر ارزش پایـه آن تقسـیم مـی کنند از ایـن رو مهمترین عامل تغییر شاخص، قیمت سهام می باشد و در تئـوری فـوق قیمـت سـهام تـابع عایدی هر سهم می باشد لذا عایدی هر سهم عامل مهمی در تغییر شاخص بازار می باشد.

 – نظریه اعتماد

بر اساس این تئوری، عامل اصلی در تغییرات (نوسانات) قیمت سهام، افزایش یـا كـاهش اعتماد سرمایه گذاران و دلالان به آینده قیمت سـهام، عایـدی هـر سـهم و سـود تقسـیمی می باشد.براساس این تئوری، جو روانی بازار در توجیه قیمت سهام نسبت به تجزیه و تحلیل های مبتنی بر آمار و ارقام از ارجحیت بیشتری برخوردار می باشد.

عوامل سیاسی و اقتصادی بر روی روند بازار تأثیر می گذارند، كه این عوامل ممكن اسـت برروی سهام یك شركت یا یك دسته از سهام شركت های مختلف، یك صنعت یا كـل بـازار تأثیر گذار باشند. اغلب اوقات در بازار، هزاران سرمایه گذار و دلال هستند كه هر یك از آنها سعی در پیش بینی روند قیمتها دارند. این پیش بینی ها قیمت سهام را در بازار تحت تـأثیر قـرار خواهند داد.

بر اساس این تئوری، اگر عده زیادی عقیده بر این داشته باشند كـه وضـعیت بـازار یـك وضعیت در حال رشد می باشد در این حالت باید خریدار سهام بود برای اینكه قیمت سهام افزایش خواهد یافت و اگر اعتقاد اكثریت بر این باشد كه بازار در حال افول است در چنـین حالتی باید فروشنده بود زیرا قیمت سهام كاهش می یابد. در هـر حـال نظـر غالـب بـر بـازار برروی روند بازار تأثیر می گذارد.

– نظریه بازار كارا

بازاركارا به بازاری اطلاق می گردد كه در آن، قیمت های اوراق بهادار به سرعت نسـبت به اطلاعات جدید تعدیل می گردند. به عبارت دیگـر اطلاعـات جهـت تعیـین قیمـت، مـورد استفاده قرار گرفته و به سرمایه گذار اطمینان می دهند كه اوراق بهادار مورد نظر به انـدازه قیمت بازاری خود دارای ارزش است.

بعبارتی دیگر در یك بازاركارا، اطلاعات مالی به سـرعت در بازارهای مالی انتشار می یابد و فوراً بر قیمت اوراق بهادار اثر می كند.  بنابراین یك بازار، زمانی كارا محسوب میشـود كـه قیمـت اوراق بهـادار، اطلاعـات مربوطه را به سرعت منعكس نماید. به این ترتیـب، سـرمایه گـذاران بـالقوه نمـی تواننـد در بازاركارا از اطلاعاتی كه در سطح گسترده ای منتشر شده است، بهره مند شوند، زیرا قیمت ها فوراً براساس اطلاعات مزبور تعدیل می گردد.

بازارها می توانند در ارتباط با برخی اطلاعات، كارآمد محسـوب شـوند در حـالی كـه در قبال سایر اطلاعات كارآمد نباشند. مثلاً قیمت های اوراق بهادار ممكن است اطلاعات بیشتر در سطح جامعه را بطور كلی منعكس كنند اما اطلاعاتی كه اشخاص بسیار نزدیك به شركت (نظیر مدیران یا اعضای هیأت مدیره) در اختیار دارند در قیمت های مزبـور انعكـاس نیافتـه باشد. براساس قوانین برخی از كشورهای صنعتی، استفاده از این قبیل اطلاعات به منظور داد و ستد در بورس غیر قانونی می باشد.

بازار كارا باید نسبت به اطلاعات جدید حساس باشد. اگـر اطلاعـات تـازه ای در دسـترس عموم قرار گیرد، قیمت سهام عادی شركت باید متناسب با جهت اطلاعات داده شـده تغییـر نماید. اگر بازاری نسبت به اطلاعات جدید بی تفاوت باشد و عكس العمل لازم را نشـان ندهـد، یعنی تحلیل كننده ای در بازار برای ارزیابی و بررسی اثر اطلاعات جدید بـر قیمتهـا نباشـد، طبعاً آن بازار، كارایی نخواهد داشت.

– نظریه موج (Wave theory)

هر رویدادی ممكن است در نوع خود بر روی بازار تأثیر بگذارد. در این بـین، رویـدادهای اقتصادی و سیاسی تأثیرات بیشتری بر روی روند فعالیت های اقتصادی بنگاهها مـی گذارنـد.  در واقع رویدادهای اقتصادی و سیاسی، محور جهت گیری فعالیت های موسسات و شركتها می باشند.

نوسانات امروز بازار ممكن است تحت تأثیر جریانات اقتصـادی و سیاسـی گذشـته دور و نزدیك باشد كه بر روی شرایط تجاری تأثیر گذاشته است، یا نوسـانات امـروز ممكـن اسـت تحت تأثیر انتظارات بازار سرمایه از تحولات اقتصادی و سیاسی آتی پیامدهای آن باشد.

“نظریه ای براین اساس پایه گذاری شده است كه در تمامی اوقـات سـه نوسـان در بـازار سهام وجود دارد”

– حركت اولیه (اصلی)

– حركت ثانویه (فرعی)

– نوسانات روزانه (عادی)

اولین یا اصلی ترین حركت در بازار سهام را روند اصلی یا عمده می گویند و در واقع روند بلند مدتی است كه در آن فراز و نشیب های عمده و اصلی بازار مشاهده می گردد. مصادف با آن حركت، حركت فرعی یا عكس العمل ثـانوی آغـاز مـی شـود. ایـن حركـت ً معمولا در یك بازار رو به افول یا یك بازار با رشد فوق العـاده، خیلـی سـریع و تنـد صـورت می پذیرد. سومین حركت در بازار، نوسانات روزانه قیمت سهام می باشد.  از بین این سه حركت، حركت اولی خیلی مهم و حساس می باشد، حركت دومی به پیش بینی حركت اولی كمك میكند و حركت سومی از آنچنان اهمیتی برخوردار نیست. بسیاری از نوسانات بازار سهام به مانند امواج دریاها می باشد. حركت اولیـه (اصـلی) كـه اتفاق می افتد حركت های بعدی امواج كوچكتر هستند كه از امواج بزرگتر ناشی می شـوند و حركت های روزانه نیز به مثابه موج های كوچك (موج سطحی و معمولی) می باشد.  با همه اینها تغییرات و حركت های بازار سهام نظم خاصی نـدارد و هـر كوششـی جهـت پیش بینی براساس فرمولهای اقتصادی و ریاضی با شكست مواجه شده اسـت. لازم بـه ذكـر است که تئوری DOW نیز همین مطلب را تایید می نماید و اعتقاد بر این دارد که سیکل و چرخه بازار سهام، عاقبت نامنظم خواهد بود.

ریسکوبازده را در هرزمینه ای می توان محاسبه کرد، حتی در ارتباطات، و یا زمانی که برای چیزی صرفمی کنید ولی باید مواظبباشید به وسواس تبدیل نشود.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://saya.academy/?p=1616

اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
عارف محمدی
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد ریسك و بازده چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.