0
0

چطـور مي‌توان ريسك سرمايـه‌گذاري در بورس را كاهش داد؟

996 بازدید
Rate this post

ريسك، چيست؟ و چطـور مي‌توان ريسك سرمايـه‌گذاري در بورس را كاهش داد؟

در يك تعريف بسيار ساده، ريسك، احتمال محقق نشدن پيش‌بيني‌هاست.

براي مثال، فرض كنيد قيمت سهام شركت الف در حال حاضر 150 تومان است. شما پيش‌بيني مي‌كنيد كه قيمت سهام اين شركت در ماه آينده به 160 تومان برسـد و براساس اين پيش‌بيني، اقدام به خريد سهام مي‌كنيد. در اينجا دو حالت ممكن است رخ دهد: يا سهام مزبور در ماه آينده به 160 تومان يا بالاتر از آن مي‌رسد كه در اين صورت شما ريسك سرمايه‌گذاري را با موفقيت پشت سر گذاشته‌ايد و به اصطلاح ريسك سرمايه‌گذاري شما صفر بوده است يا اينكه پيش‌بيني شما محقق نمي‌شود و سهام آن شركت با قيمتي كمتر از آنچه پيش‌بيني كرده بوديد، به فروش مي‌رسد.

مثلا در ماه آينده قيمت سهام مزبور به 155 تومان مي‌رسد. در اين صورت پيش‌بيني شما با 50 درصد عدم موفقيت همراه بوده است. بدين ترتيب مشخص مي‌شود كه تعريف ديگر ريسك، احتمال عدم موفقيت است. هر اندازه احتمال عدم موفقيت در سرمايه‌گذاري بيشتر باشد، اصطلاحا ريسك سرمايه‌گذاري بيشتر خواهد بود.

بنابراين، با دقت در مفهوم ريسك مي‌توان به دو نكتـه اساسي پي برد:
1-پيش‌بيني صحيح نقش بسيار زيادي در كاهش ريسك سرمايه‌گذاري دارد
2-چون لزوما همواره پيش‌بيني‌ها بطور كامل منطبق بر واقعيت نخواهد بود، لذا فردي كه قصد دارد با خريد سهام در بورس سرمايه‌گذاري كند، بايـد توانايي پذيرش ريسك را داشته باشد.

اما در كنار مفهوم ريسك، مفهوم ديگري نيز همواره در ادبيات سرمايه‌گذاري مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ مفهومي به نام بازده. منظور از بازده، درآمد حاصل از سرمايه‌گذاري است. فردي كه سهامي را خريداري مي‌كند، از دو محل،كسب درآمد مي‌كند: اول دريافت سود نقدي سالانه و دوم، درآمد ناشي از افزايش قيمت سهام. مجموع اين دو را بازده مي‌گويند.

مثلا فرض كنيد فردي، سهام شركتي را به قيمت 150 تومان خريداري مي‌كند. اگر اين شركت در پايان سال، به ازاي هر سهم، 15 تومان سود نقـدي به سهامدارانش بدهـد و قيمت سهم هم در پايان سال، به 195 تومان برسد، بنابراين بازده سرمايه‌گذاري فرد در مجموع 40 درصد بوده است، 10 درصد بازده ناشي از دريافت سود نقدي و 30 درصد بازده ناشي از افزايش قيمت سهام.
فرض كنيد شما به جاي خريد سهام يك شركت، اوراق مشاركت را از بانك خريداري كرده‌ايد و نرخ سود سالانه اوراق مشاركت هم 20 درصد تعيين شده است. مشخص است كه بازده سرمايه‌گذاري شما در يك سال از طريق اوراق مشاركت 20 درصد خواهد بود. در واقع، در اوراق مشاركت، برخلاف سهام، قيمت خود اوراق مشاركت ثابت است و سرمايه‌گذار، فقط سود ثابتي را در فواصل زماني تعريف شده دريافت مي‌كند.
سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا بايد يك نفر سهامي را خريداري كند كه 40 درصد بازده دارد ولي فرد ديگري به 20 درصد بازده راضي مي‌شود؟

اگر از شما چنين سؤالي را بپرسند، چه جوابي داريد؟ احتمالا پاسخ مي‌دهيد:
– از كجا معلوم كه سهام شركت موردنظر، حتما 40 درصد بازدهي داشته باشد؟
-اگر قيمت سهم برخلاف پيش‌بيني‌ها، به 195 تومان نرسيد، چه مي‌شود؟
-اگر شركت سود نقدي كمتري از مقدار پيش‌بيني‌ شده توزيع كرد، تكليف چيست؟
-اگر به جای صعود، قیمت سهم نزول کرد چه می شود؟
-خريد اوراق مشاركت، حداقل اين تضمين را دارد كه قطعا 20 درصد بازدهي به دست خواهد آمد و پاسخ‌هايي از اين دست.

اما با وجود همه اين ترديدها، بسيارند سرمايه‌گذاراني كه ترجيح مي‌دهند بجاي دريافت بازدهي 20 درصدي بدون تحمل ريسك، ريسك بيشتري را متحمل شوند و در ازاي پذيرش اين ريسك، بازدهي بيشتري بدست آورند. به همين علت است كه به بازده، پاداش ريسك هم مي‌گويند؛ يعني كسب بازدهي بيشتر، در ازاي پذيرش ريسك بيشتر و كسب بازدهي كمتر، در ازاي پذيرش ريسك كمتر.

افراد بايد قبل از شروع به سرمايه‌گذاري در بورس، ارزيابي كنند كه تا چه اندازه توانايي پذيرش ريسك يا اصطلاحا عدم موفقيت را دارند. افراد، هر اندازه كه ريسك بيشتري بپذيرند، انتظار دارند بازده بيشتري را به عنوان پاداش ريسكي كه متحمل شده اند، دريافت كنند. اما سرمايه‌گذاران، الگوهاي ريسك‌پذيري متفاوتي دارند، برخي از آنها ريسك‌پذيرند، برخي ريسك‌گريز و برخي هم بي‌تفاوت نسبت به ريسك.

افراد ريسك‌پذيربه دليل بالابودن ميزان بازدهي موردانتظارشان، معمولا به سرمايه‌گذاري‌هايي مثل سپرده‌هاي بانكي، خريد اوراق مشاركت و … تمايل ندارند. اين دسته از افراد عموما سرمايه‌گذاري در بورس را ترجيح مي‌دهند، بنابراين تجزيه و تحليل و تعيين ريسک سرمايه‌گذاري براي اين گروه از سرمايه‌گذاران بسيار اهميت دارد.در مقابل، افراد ريسك‌گريز بيشتر علاقه‌مند به سرمايه‌گذاري در سپرده هاي بانکي يا خريد اوراق مشارکت هستند، چون اين‌گونه سرمايه‌گذاري‌ها تقريبا هيچ‌گونه ريسكي را متوجه آنها نمي‌كند و بازدهیشان نیز، تضمين شده است.گروه سوم هم افراد بي‌تفاوت به ريسک هستند، افرادي که به دلايل مختلف، هيچ عكس‌العملي نسبت به فرصت هاي سرمايه‌گذاري و ريسك‌هاي مرتبط با آن از خود نشان نمي‌دهند.

نمودار زير تفاوت بين الگوهاي تصميم‌گيري يك سرمايه‌گذار ريسك‌پذير را در مقايسه با يك سرمايه‌گذار ريسك‌گريز، به‌خوبي نشـان مي‌دهد:

به نمودار فوق دقت كنيد. شما چه برداشتي از اين نمودار داريد؟ فكر مي‌كنيد سرمايه‌گذار (الف) ريسك‌پذيرتر است يا سرمايه‌گذار (ب). احتمالا درست حدس زده‌ايد. سرمايه‌گذار (الف) در مقايسه با سرمايه‌گذار (ب) ريسك‌پذيرتـر است. اما چرا؟

اگر به نمودار دقت كنيد، متوجه خواهيد شد كه سرمايه‌گذار (الف) حاضر است در ازاي دريافت 30 درصد بازدهي، به ميزان مشخصي ريسك كند، درحاليكه سرمايه‌گذار (ب) درصورتي حاضر است همان اندازه ريسك را متحمل شود كه حداقل 45 درصد بازدهي كسب كند، يعني 15 درصد بازدهي بيشتر از سرمايه‌گذار (الف).
همچنين سرمايه‌گذار (الف) درصورتي كه 40 درصد بازدهي كسب كند، حاضر خواهد شد ريسك بالاتري را بپذيرد، درحاليكه سرمايه‌گذار ب درصورتي ريسك بالاتر را خواهد پذيرفت كه حداقل 65 درصد بازدهي بدست آورد. نتيجه مشخص است:
سرمايه‌گذار (الف) در مقايسه با سرمايه‌گـذار (ب)، راحت‌تر ريسك مي‌كند. بنابراين ريسك‌پذيرتر است. بنابراين هرچه شيب اين نمودار كمتر باشد، نشان‌دهنـده آن است كه سرمايه‌گذار قدرت ريسك‌پذيري بالاتري دارد.
همانطور كه اشاره شد، نخستين گام براي سرمايه‌گذاري، آن است كه از ميزان تحمل ريسك خود مطلع شويد. بد نيست شما هم نمودار ميزان ريسك‌پذيري خود را ترسيم كنيد تا مشخص شود تا چه اندازه، حاضر به پذيرش ريسك در ازاي دريافت بازدهـي مشخصي خواهيد بود. براي اين كار در نظر بگيريد كه اوراق مشاركت، سود سالانه 20 درصدي را تضمين مي‌كند؛ حال اگر تصميم بگيريد بجاي اوراق مشاركت، سهام خريداري كنيد، اين اقدام بايد چه مقدار سود بيشتر از سود اوراق مشاركت نصيب شما كند تا حاضر شويد ريسك خريد سهام را بپذيريد؟

اطمينان داشته باشيد چه ريسك‌پذير باشيد و چه ريسك‌گريز، امكان سرمايه‌گذاري در بورس براي شما وجود خواهد داشت. كافيست سرمايه‌گذاري شما با ميزان ريسك‌پذيري شما همخواني داشته باشد.
پذيرش ريسك بيشتر از سوي يك سرمايه‌گذار، به معناي انتظار وي براي كسب بازدهي بالاتر است و در مقابل، پذيرش ريسك كمتر از سوي سرمايه‌گذار، به معناي آن است كه وي، به كسب بازدهي پايين‌تر نيـز رضايت دارد.
توجه داشته باشيد كه همه تصميمات سرمايه‌گذاري براساس روابط ميان ريسك و بازده صورت مي‌گيرد؛ زيرا از يك‌سو سرمايه‌گذاران به‌دنبـال حداكثـر ‌كردن بازده خوداز سرمايه‌گذاري هستند و از سوي ديگر، به ‌علت شرايط عدم اطمينـان كه بر بخش عمده‌اي از فضاي سرمايه‌گذاري حاكم است، با ريسك مواجه‌اند.

با اين اوصاف، آنچه كه بسيار اهميت دارد، اين است كه سرمايه‌گذار براساس ميزان ريسك‌پذيري خود، گزينه‌هاي مناسب براي سرمايه‌گذاري را انتخاب كند. افرادي كه تحمل پذيرش ريسك را دارند، مي‌توانند مستقيما اقدام به خريد سهام كنند ولي به كساني كه تحمل پذيرش ريسك ندارد، توصيـه نمي‌شود كه مستقيما سهام بخرند، چون قيمت سهام همواره در حال نوسان است و سود تضمين شده‌اي به آن تعلق نمي‌گيرد. براي چنين افرادي سرمايه‌گذاري بدون ريسك مناسب است كه نمونه آن مي‌تواند خريد اوراق مشاركت باشد. سود اوراق مشاركت به فرد پرداخت مي‌شود و هيچ‌گونه ريسكي نسبت به كاهش سود يا از دست رفتن اصل سرمايه وجود ندارد.

بنابراين شايد بتـوان گفت اولين و مهمترين گام براي سرمايه‌گذاري در بورس، شناخت كافي از ويژگي‌هاي فردي و تصميم‌گيري براساس اين ويژگـي‌هاست. نمودار زير رابطه بين ريسك و بازده مورد انتظار يك سرمايه‌گذار را نشان مي‌دهد:

دايره سبـز، بيانگر زماني است كه اين سرمايه‌گذار، تمايل به پذيرش هيچ ميزان ريسكي ندارد. اين نمودار نشان مي‌دهد كه فرد مذكور در شرايط عدم پذيرش ريسك، انتظار دارد حداقل 20 درصد بازدهي به دست آورد. فرد در اين حالت ممكن است به خريد اوراق مشاركت روي بيـاورد.

دايره نارنجي، شرايطي را نشان مي‌دهد كه فرد مذكور، حاضر به پذيرش مقداري ريسك شده‌ است، در اين حالت، وي انتظار خواهد داشت كه حداقل 40 درصد بازدهي، بدست آورد، يعني 20 درصد بازدهي بيشتر از حالتي كه هيچگونه ريسكي متحمل نشده بـود.

اما دايره قرمز، بيانگر شرايطي است كه فرد مذكور حاضر شده است ريسك بسيار بيشتري را بپذيرد، در چنين شرايطي، وي انتظار دارد پاداش مناسبي در ازاي پذيرش اين ميزان ريسك دريافت كند، بنابراين حداقل بازدهي مورد انتظار وي، عددي مثل 60 درصد خواهد بود.

اين نمودار به خوبي نشان مي‌دهد كه چگونه افراد پس از درك كامل و واقع‌بينانه نسبت به ويژگي‌هاي فردي و ميزان ريسك‌پذيري خود، مي‌توانند شيوه مناسب براي سرمايه‌گذاري را انتخاب كنند.
نكته‌اي كه بايد به آن اشاره شـود، اين است كه امروز خوشبختانه در بورس براي همه افراد، با سطوح مختلف ريسك‌پذيري، امكان سرمايه‌گذاري وجود دارد، يعني حتي افراد بسيار ريسك‌گريز، افراد بسيار ريسك‌پذير و افرادي‌كه در بين اين طيف سطوح ريسك‌پذيري متفاوتي دارند، همگي مي‌توانند با انتخاب شيوه مطلوب خود، اقدام به سرمايه‌گذاري در بورس نمايند؛ سرمايه‌گذاري‌اي كه بطور كامل منطبق بر ويژگي‌هاي فردي آنها باشد.
البته بايد توجه داشت كه راه‌هاي بسيار زيادي نيز براي كاهش ريسك سرمايه‌گذاري در بورس وجود دارد.
“اطلاعات ارزشمندترين دارايي در بازار سرمايه است”.
يكي از تعاريفي كه درباره ريسك می توان گفت، احتمال تفاوت واقعيت با پيش‌بيني است. هر اندازه تفاوت واقعيت با پيش‌بيني بيشتر باشد، ريسك بيشتر خواهد بـود. فرض كنيد قيمت سهم يك شركت در حال حاضر 150 تومان است و شما پيش‌بيني مي‌كنيد قيمت اين سهم در پايان سال به 200 تومان برسـد. حال اگر در پايان سال، قيمت سهم بجاي 200 تومان، به 160 تومان رسيد، چه اتفاقي مي‌افتد. بين پيش‌بيني شما و آنچه كه اتفاق افتاده، 40 تومان اختلاف وجود دارد. اين يعنـي ريسك!

با اين اوصاف، چطور مي‌توان اين ريسك را كاهش داد؟ پاسخ يك جمله ساده است: هرچه پيش‌بيني دقيق‌تر باشد، ريسك كمتـر مي‌شود.
اينجاست كه سؤال دوم مطرح مي‌شود: چطور مي‌شود پيش‌بيني را دقيق‌تر انجام داد؟ پاسخ اين سؤال در استفاده از اطلاعات دقيـق و معتبـر نهفته است.

بنابراين، بي‌دليل نيست كه مي‌گويند اطلاعات، ارزشمندترين دارايي در بازار سرمايه است؛ چون مبناي اصلي تصميم‌گيري در بورس و كنترل ريسك در اين بازار، تصميم‌گيري براساس اطلاعات است و دقيقا به همين خاطر هم هست كه براساس قوانين و مقررات، شركت‌هايي كه سهامشان در بورس خريد و فروش مي‌شود، موظفند اطلاعات مالي و عملكردي خود را به صورت مستمر و يكسان، در اختيار همه سرمايه‌گذاران قرار دهند تا سرمايه‌گذاران بتوانند براساس اين اطلاعات، درمورد خريد، فروش و يا حفظ سهام خود تصميم‌گيري كنند.

انواع ريسك‌ها عبارتند از: ريسك تورم، ريسك نرخ ارز، ريسك نرخ سود، ريسك سياسي، ريسك تجاري، ريسك نقدشوندگـي و ريسك مالي. که با استفاده از اطلاعات صحيح و معتبر، مي‌توان بخش قابل توجهي از اين ريسك‌ها را كنترل كرد.

به طور کلی ریسک به دو حالت عمده تقسیم بندی می شود، ریسکهای سیستماتیک و غیر سیستماتیک، برخي از ريسك‌ها توسط سرمايه‌گذاران قابل اجتناب‌اند، اما كنترل برخي از ريسك‌ها، از اختيار سرمايه‌گذاران خارج است. به ريسك‌هاي گروه اول، ريسك‌هاي اجتناب‌پذير يا غيرسيستماتيك و به گروه دوم، ريسك‌هاي اجتناب‌ناپذير يا سيستماتيك مي‌گوييم.
اما ريسك‌ها را از منظر ديگري نیز طبقه‌بندي می کنند. براساس اين طبقه‌بنـدي، 7 نوع ريسك عمده در سرمايـه‌گذاري وجود دارد كه در ادامه، به آنها اشاره مي‌كنيم:

1- ريسک نرخ سـود: فرض كنيد شما قصد داريد بين خريد اوراق مشاركت با نرخ سود ثابت 20 درصد و خريد سهام با بازده مورد انتظار 30 درصد، يك گزينه را انتخاب كنيد. اگـر تمايل به پذيرش ريسك داشته باشيد، احتمالا سهام را انتخاب مي‌كنيد، چون انتظار داريد بازدهي بيشتري نصيب شما كند. حال فرض كنيـد بانك مركزي تصميم بگيرد نرخ سود اوراق مشاركت را از 20 درصد به 30 درصد افزايش دهد. در اين صورت، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ درحاليكه شما با پذيرش ريسك و خريد سهام، انتظار داريد 30 درصد بازدهي بدست آوريد، فرد ديگري بدون آنكه ريسكي متحمل شود، مي‌تواند اقدام به خريد اوراق مشاركت جديد نمايد و همان 30 درصد بازدهي را، البته به صورت تضمين شده بدست آورد. در اين حالت، شما در واقع با ريسك جديدي مواجه خواهيد شد كه از آن، به ريسك نرخ سود تعبير مي‌شود.

2- ريسك تورم: فرض كنيد نـرخ تورم ساليانه، 15 درصد است و شما سهامي را خريداري كرده‌ايد كه انتظار داريد در پايان سال، حداقل 40 درصد بازدهي براي شما داشته باشد. با توجه به اين ميزان نرخ تورم، بازدهي 40 درصدي براي شما مطلوبيت دارد، چون حداقل 25 درصد بيشتر از نرخ تورم است. حال اگر به هر دليلي، نرخ تورم ساليانه از 15 درصد به 30 درصد افزايش يابد، طبيعتا ممكن است ديگر بازدهي 40 درصدي، آنهم براي يك سرمايه‌گذاريِ داراي ريسك مثل خريد سهام براي شما مطلوب نباشد، چون حتي به فرض كسب 40 درصد بازدهي از سهام، قيمت‌ها آنقدر افزايش يافته است كه ديگر اين ميزان بازدهي، آنهم براي يك سرمايه‌گذاري داراي ريسك چندان جذاب نيست. به ريسك ناشي از افزايش نرخ تورم، ريسك تورم گفته مي‌شود.

3- ريسک مالي: اگر شركتي كه سهام آن را خريداري مي‌كنيد، حجم زيادي وام از بانك دريافت كرده باشد، طبيعتا بايد اصل و سود وام دريافتي را در يك دوره مشخص به بانك پرداخت كند، بنابراين با تعهدات زيادي مواجه خواهد بود. هر اندازه اين تعهدات بيشتر باشد، ريسك مالي شركت بيشتر خواهد بـود و بنابراين سهامداران چنين شركتي نيز در معرض ريسك بالاتري قرار دارند.

4- ريسک نقدشوندگـي: همانطور كه قبلا گفتيم، يكي از ويژگي‌هاي مهم يك دارايـي خوب، اين است كه به سرعت به پول نقد تبديل شود. فرض كنيد سال گذشته، سهام شركتي را خريداري كرده‌ايد و حالا به پول نياز داريد، اما به‌علت عملكرد نامناسب شركت، اين سهـم در بورس خريداري- كه به سرعت آن را بخرد- نداشته باشد؛ در اين صورت، شما با ريسكي به نام ريسك نقدشوندگـي مواجـه خواهيـد شد.البته در اغلب اوقات، شما مي‌توانيد با قيمتِ اندكي پايين‌تر سهام خود را بفروشيد ولي ممكن است اين موضوع مطلوب شما نباشـد.

5- ريسک نـرخ ارز: نرخ ارز يكي از مسائلي است كه به صورت مستقيم بر وضعيت و سودآوري شركت‌ها تأثير مي‌گذارد. براي مثـال، فرض كنيد شركتي كه سهام آن را خريداري كرده‌ايد، بخش عمده‌اي از مواد اوليه موردنياز خود براي توليد را از خارج كشور خريداري مي‌كند. وقتي نرخ ارز افزايش پيدا مي‌كند، شركت بايد هزينه بيشتري براي واردات مواد اوليه بپردازد و طبيعتا با افزايش هزينه‌هاي شركت، ميزان سودآوري شركت و به دنبال آن، قيمت سهام آن كاهش خواهد يافت. بنابرايـن، نوسانات نرخ ارز به‌عنوان يكي از ريسك‌هاي سرمايه‌گذاري، مورد توجه سرمايه‌گذاران است.

6- ريسک سياسي: عدم ثبات در اوضاع سياسي -كه به مسائل اقتصادي كشور آسيب بزند- به طور مستقيم بر عملكرد بنگاه‌هاي اقتصادي فعال در آن كشـور تأثير مي‌گذارد. هر اندازه بي‌ثباتي سياسي و اقتصادي در يك كشور افزايش يابـد، عملكرد بنگاه‌هاي اقتصادي بيشتر با مشكل مواجه خواهد شد و اين مشكل، افت قيمت سهام آن‌ها را درپـي دارد. به اين ريسك، ريسك سياسي يا اصطلاحا ريسك كشور مي‌گوينـد.

7- ريسك تجاري: تصور كنيد سهام يك شركت خودروسازي داخلي را خريداري كرده‌ايد. تا پيش از اين، دولت تعرفه واردات بسيار بالايي براي خودروهاي خارجي وضع كرده بود، به نحوي كه براي مثال، خودرويي كه در خارج از كشور 10 هزار دلار ارزش دارد، در داخل با قيمتي بالغ بر 40 ميليون تومان به فروش مي‌رسد. در چنين شرايطي، خودروهاي داخلي به علت قيمت پايين آنها مشتريان زيادي دارد و بنابراين، ميزان فروش و سودآوري خودروسازان داخلي قابل قبول است. حال فرض كنيد دولت تعرفه واردات خودرو را تا حد زيادي كاهش دهد؟ چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ طبيعتا قيمت خودروهاي خارجي به قيمت خودروهاي داخلي نزديك‌‌تر مي‌شود، بنابراين قدرت انتخاب مشتريان افزايش مي‌يابد و در چنين شرايطي، ممكن است گروهي از مشتريان، خودروهاي خارجي را ترجيح دهند. بنابراين، ميزان فروش و سود صنعت خودروسازي كاهش خواهد يافت. به اين ريسك كه در واقع، به يك صنعت خاص ارتباط پيدا مي‌كند، ريسك تجاري مي‌گوينـد.

درمورد انواع ريسك‌ها مثل ريسك نرخ تورم، نرخ سود، نرخ ارز و… اگرچه تحليل اين متغيرهاي اقتصادي مبتني‌بر تحليل روند نوسانات آنها در آينده است، اما سرمايه‌گذار مي‌تواند با بررسي دقيق شاخص‌هاي اقتصادي منتشر شده از سوي نهادهاي رسمي و همچنيـن كمك گرفتن از متخصصان مالي و اقتصادي، به پيش‌بيني قابل قبولي از وضعيت اين شاخص‌ها در آينده و تحليل آنها بر قيمت سهام و ساير اوراق بهادار دست يابد.
بنابراين، بهره‌گيري از اطلاعات با كمك به افزايش دقت پيش‌بيني، ريسك سرمايه‌گذاري را كاهش مي‌دهد. اما اطلاعات خوب بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشند؟

چهار ويژگي‌ اساسي اطلاعات را مفيد و قابل اتكا مي‌كند:

1-معتبر و قابل اتكا باشد:به همان اندازه كه اطلاعات صحيح و معتبر مي‌تواند در موفقيت سرمايه‌گذاري مؤثر باشد، اطلاعات نادرست يا شايعات مي‌تواند ريسك سرمايه‌گذاري را افزايش دهد. فرض كنيد سرمايه‌گذاري با شنيدن شايعه افزايش قيمت خودرو و اميد به اينكه اين افزايش، موجب سودآوري قيمت سهام شركت‌هاي خودروساز مي‌شود، اقدام به خريد سهام آنها، آنهم با قيمتي بالاتر از ارزش واقعي سهم مي‌كند. حال اگر مشخص شود اين شايعه صحت نداشته و قيمت خودرو قرار نيست افزايش داشته باشد، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

2-جامـع باشد: در مثال قبل، فرض كنيد خبر افزايش قيمت خودرو، خبر صحيحي است، اما اگر هزينه‌هاي شركت خودروساز هم افزايش يافته باشد، افزايش قيمت خودرو در مجموع تأثير زيادي در سودآوري شركت نخواهد داشت. حال اگر سرمايه‌گذار در خريد سهام شركت، صرفا به موضوع افزايش قيمت خودرو توجه كند و افزايش هزينه‌ها را درنظر نگيرد، آيا تصميم صحيحي گرفته است؟ قطعا نه.

3-به‌روز باشد: اطلاعات هرچند معتبـر و جامـع باشد، بايد به لحظه مورد استفاده قرار گيـرد. فرض كنيد شركت خودروساز، اطلاعات مربوط به افزايش قيمت خودروهاي خود را رسما منتشر و اعلام كرده است كه با اين افزايش، سود شركت نيز افزايش خواهد يافت.
طبيعتا به محض انتشار اين اطلاعات، تقاضا براي خريد سهام خودروسازان افزايش يافته و قيمت اين سهام بالا مي‌رود. حال اگر يك سرمايه‌گذار، به جاي آنكه به محض دريافت اين اطلاعات سهام شركت را بخرد، چند روز بعد اقدام به خريد سهام كند، معلوم نيست تصميم درستي گرفته باشد؛ چون در اين مدت، قيمت سهام افزايش يافته و ممكن است بيشتر از اين، امكان افزايش و سودآوري براي سرمايه‌گذار نداشته باشد.

4-مرتبط باشد: بعضا مشاهده مي‌شود كه سرمايه‌گذاران از روي هيجانات حاكم بر بازار، اطلاعات نامرتبط را ملاك تصميم‌گيري قرار مي‌دهند. مثلا ممكن است افزايش نرخ ارز هيچ تأثيري بر شركتي كه هم مواد اوليه‌اش در داخل كشور تأمين مي‌شود و هم محصولاتش در داخل كشور فروخته مي‌شود، نداشته باشد. بنابراين لازم است سرمايه‌گذاران به اين موضوع توجه داشته باشند كه اطلاعات منتشر شده، تا چه اندازه مي‌تواند بر ارزش سهام شركت تأثير داشتـه باشد.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://saya.academy/?p=1513

اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
عارف محمدی
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد چطـور مي‌توان ريسك سرمايـه‌گذاري در بورس را كاهش داد؟

دیدگاهتان را بنویسید

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.